شايلي جونشايلي جون، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 21 روز سن داره

شایلی عشق ما

سفرشايلي درهمدان

شايلي جون بازم سفر ، اين دفعه قرار كه روز چهارشنبه 93/3/14 ساعت 4صبح با مامان طرلان ، عمو اباصلت و خانواده اش وعمو مهدي با خانواده به سمت همدان حركت كنيم. عزيزدلم خيلي خوشحالي ازاينكه باز سفر درپيش داري و اميرعلي با ما همراه است. اما از اينكه در اين سفرمون عمو مصطفي همراه نبود و جاي اونها دركنارمون خالي بود همگي ناراحت بوديم . دخترنازم وقتي رسيديم همدان بابا براي ما مهمانسراي مديريتي رزرو كرده بود باواردشدن دراونجا كلي ذوق كردي چون فوق العاده قشنگ و بزرگ بود و ازهمه مهمتر در حياطش تاب بزرگي داشت كه بازي مي كرديد.  دراون چند روزي كه اونجا بوديم كل همدان را گشتيم اما يك روز مونده بود كه به خونه برگرديم عمو مهرداد زن...
15 مرداد 1393

تفريح با دوستان دركوهسار92

قشنگ مامان با دوستانت قرارگذاشتيم به ولايت مامان وباباي آمينا جون بريم . آخرهفته بود با هم هماهنگ كرديم باز شما سه قلوهاي شيطون را به گردش ببريم . هميشه باهم يك مدتي خوب بوديد وبازي مي كرديد و يك لحظه ديگر باهم دعوا ، گريه ، قهر و..  داشتيد درنهايت يا ما پدر ومادرها وساطت مي كرديم باهم آشتي كنيد و يا اينكه خودتون به اين نتيجه مي رسيديد كه قهر فايده ندارد و باهم آشتي مي كرديد. دركل چون يكي يه دونه بوديد هرجايي كه باهم بوديم سوژه هاي مختلف با شماسه تا داشتيم . شايلي جون ببين ازاين جا به بعد از دست هم دلخوريد ، تازه يه مسئله ي ديگه اي كه هميشه باشما داشتيم اين بود كه كفشهاتون باهم عوض مي كرديد حال...
15 مرداد 1393

گردشگري شايلي با دوستان درچندار

شايلي جونم بازهم گردش با دوستان اونم درپايان سال تحصيلي كلاس اول 93/2 عزيزم مخصوصا اين عكساي بهم ريخته ات گذاشتم تا ببيني چقدر بي توجه و بي دقت درلباس پوشيدن ، موهات و... بودي . هميشه سر لباس پوشيدن از اينكه برات اصلا مهم نبود كه به چه شكل باشه باهات حرف ميزدم اما هيچ وقت گوش نمي كردي و ازاينكه اينقدر نامرتب و بي دقت بودي و براي هيچ چيز ارزش قائل نمي شدي رنج مي بردم .     ...
15 مرداد 1393

كنسرت پايان دوره ي ارف

دختر نازم بعد از دوره ي يكساله ي آموزش ارف ، آخرين كنسرت پاياني در تاريخ 93/4/1 روز يكشنبه ساعت 19 الي 20:30 اجرا شد. در اين كنسرت نواختن چند آهنگ محلي ( آي ليلي ، خانوم گلم خره و ... ) و بعد از آن اجراي يك نمايش كوتاه اما آهنگ متن آن توسط گلم و بقيه دوستانت برگزار شد. درآخر يك مدرك پاياني گذراندن پايان دوره ي ارف را بهتون دادند و مامان وبابا هم براي خوشحالي زيادي كه پيشرفت دختر قشنگشون مي ديدند يك هديه كوچولو به همراه گل براي تشويق عزيز دلشون دادند.  اينم كارت دعوت دخترم براي شركت دركنسرت از پدرومادرش   عزيزدلم هیچ وقت مغرور نشو. برگ ها وقتی می ریزند که فکر می کنند طلا شده اند. ...
11 مرداد 1393

جشن تولد هفت سالگي شايلي جونم

سوسوی ستارگان آسمان در التهاب آمدن توست آمدی و آسمان و زمین را برایم بهشت کردی تنها ستاره ی آسمان    تولدت مبارک . . . دخترقشنگم 5 روز به روز دنيا آمدنت در اين دنيا مونده بود كه ازخوشحالي هركسي را مي ديدي اعلام مي كردي چهارشنبه مورخ 93/05/8 تولد آمينا دوستم و پنج شنبه تولد خودم ، دوست داشتي همه رو دعوت كني . چند روز قبل با بابا مرتضي رفته بودي شيريني فروشي و اومدي به من گفتي مامان من وبابا كيك تولدمم انتخاب كرديم شكل درياست روي آن ماهي داره مي خوام اون بخريم و بعد ماهي هاش بدم عمو مهرداد تا تو آكواريومش بندازه ، خلاصه كلي براي اون روز نقشه كشيدي . مي خواستيم روز تولدت جاي...
11 مرداد 1393

تولد 6 سالگي شايلي جون

میلاد تو رو به تك تك گل های دنیا تبریك می گم ولی می دونم همشون حسودیشون میشه , اخه تو تنها گل باغچه قلب منی…. دخترك نازم ششمين سال تولدت مبارك عزيزم  عزيزم دلم ، عشق مامان و بابا براي اينكه مي خواي بري مدرسه و دوران جديد از زندگيت شروع كني من وبابا تصميم گرفتيم برات يه جشن تولدي بگيريم كه به خوبي وخوشي جگرمون راهي مدرسه كنيم . شايلي جون دقيقا امروز اول ماه رمضان و من با كمك خاله نيلوفر داريم سعي مي كنيم كه بهترين وسايل  براي تولدت آماده كنيم . عزيزم خيلي كارتون پرنسس جشن بهاري را دوست داشتي بخاطر همين براي خوشحالي تو سعي كردم چيزيي را كه دوست داري انتخاب كنم . حالا بعد از دو روز ق...
23 تير 1393