سفرشايلي درهمدان
شايلي جون بازم سفر ، اين دفعه قرار كه روز چهارشنبه 93/3/14 ساعت 4صبح با مامان طرلان ، عمو اباصلت و خانواده اش وعمو مهدي با خانواده به سمت همدان حركت كنيم. عزيزدلم خيلي خوشحالي ازاينكه باز سفر درپيش داري و اميرعلي با ما همراه است. اما از اينكه در اين سفرمون عمو مصطفي همراه نبود و جاي اونها دركنارمون خالي بود همگي ناراحت بوديم . دخترنازم وقتي رسيديم همدان بابا براي ما مهمانسراي مديريتي رزرو كرده بود باواردشدن دراونجا كلي ذوق كردي چون فوق العاده قشنگ و بزرگ بود و ازهمه مهمتر در حياطش تاب بزرگي داشت كه بازي مي كرديد. دراون چند روزي كه اونجا بوديم كل همدان را گشتيم اما يك روز مونده بود كه به خونه برگرديم عمو مهرداد زن...








